
IN LOVING MEMORY
السا جدیدی
Elsa Jadidi
زندگی او
در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ به دنیا آمد. هنگام جان باختن ۸ سال داشت. نامش با تهران، ایران پیوند خورده است.
آنچه رخ داد
السا یک کودک هشت ساله ی معمولی نبود . همه می گویند انگار فرشته ای از آسمان آمده بود. السا، خورشید درخشانِ زندگیِ ما . فرقی نمی کرد کسی از او کوچکتر یا بزرگتر باشد . ، السا با همه دوست می شد . در واقع خیلی ها او را « روح بزرگ » توصیف می کردند . همین طوری بود که با همسایه ی پنجاه و سه ساله شان دوستی ماندگاری داشت . السا زمان زیادی را با مارگارت سپری می کرد . اغلب باهم پیاده روی می رفتند یا باهم غذا می خوردند . هیچ وقت حتی یک لحظه هم این اختلاف سنی چهل و هفت ساله شان را احساس نمی کردند . معلمان السا هم او را فراموش نمی کنند . همه آن ها تحت تاثیر مهربانی او و عشقش به دیگران قرار گرفته بودند . مدیر مدرسه او را فرشته می دانست . می گفت او با همه فرق داشت . السا هر روز مدیر مدرسه را بغل می کرد . آغوشی آرام که یادآور عشق به مدیر مدرسه بود . یادآور اینکه او فراموش نشده است . دوستانش او را به مهربانی و عشق ورزیدن به زندگی می شناسند . خیلی هایشان خاطرات خوبی از السا دارند از وقتی که داستان تعریف می کرد و همه را می خنداند . او به راحتی آدم ها را متوجهِ خود می کرد . السا نه تنها بخشنده و دلسوز بود، بلکه در هشت سالگی مدیر واقعی بود . در مدرسه به دانش آموزان جدیدی که از برنامه عقب مانده بودند کمک می کرد و به بازی دعوتشان می کرد تا جا پای او بگذارند . مهربانی او بر هر چیز دیگری چیره می شد حتی اگر لازم بود از خوشی های خود چشم پوشی کند . اولویت او خوشحالی بقیه بود . خانواده اش در او آینده ای درخشان را می دید . همه گمان می کردند او روزی از پیله ی معمولی بودن بیرون برود و به عرصه ی سیاست یا مدیریت وارد شود . السا تنها دختر سحرناز بود . رفاقتی عمیق مادر و دختر را به هم نزدیک می کرد . دختری شبیه مادر، دختری که دستان یاریگر را از مادر به ارث برده بود، دختری که چون مادر لبخندی مسری همیشه به لب داشت . مادر و دختر در هرجا دوستانی می یافتند . ارمغان آن ها از هر مهمانی دوستانی جدید بود . دوستانی که هرگز آن ها را فراموش نمی کردند . آن چه از شلیک به پرواز ps752 برای ما باقی ماند کوله باری از اندوه بود و بس . و گفته اند : « اگر نفرت در خانه ات را زد، با لبخندی به او خوش آمد بگو، ولی به او بگو که دیر کرده است چون عشق زودتر از او در این خانه چای می نوشد .» نویسنده: دوستان السا تاریخ رویداد: ۱۸ دی ۱۳۹۸. محل رویداد: تهران، ایران.
روایت حکومت
حکومت جمهوری اسلامی هیچگاه روایت رسمی روشنی دربارهٔ مرگ او منتشر نکرده و هیچ مقام یا نهادی را به خاطر آن پاسخگو نکرده است. آنچه در ادامه میآید، الگوی ثابت روایت حکومت در موارد مشابه است؛ الگویی که دهههاست برای قربانیان سرکوب تکرار میشود. در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸، پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین اندکی پس از برخاستن از فرودگاه امام خمینی با شلیک دو موشک سپاه پاسداران سرنگون شد و هر ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند. مقامهای رسمی سه روز این حادثه را انکار کردند و آن را «نقص فنی» خواندند؛ پس از انتشار ویدیوها، سپاه آن را «خطای انسانی» نامید. هیچ یک از مسئولان مستقیم شلیک به دادگاه علنی پاسخگو نشدهاند و خانوادهها همچنان پیگیر عدالتاند.





























