IN LOVING MEMORY
محمد سلطانیفرد
زندگی او
در حدود سال ۲۰۱۰ به دنیا آمده بود. هنگام جان باختن ۱۶ سال داشت. نامش با مرکزی، شلیک از پشت سر. او تلاش داشت به «بهنام کاشانی» که بر اثر شلیک مأموران مجروح شده بود کمک کند. هر دو نفر بر اثر تیراندازی مأموران کشته شدند. به گفته یکی از دوستان محمد، او ۱۵ دی ۱۳۸۸ به دنیا آمده بود و تنها ۳ روز پس از تولد ۱۶ سالگیاش کشته شد. او دربار محمد به ایرانوایر میگوید: «محمد دانشآموز سال اول دبیرستان در رشته کامپیوتر بود و عاشق فوتبال. رویایش این بود که روزی در تیم ملی فوتبال بازی کند و تازه موفق شده وارد تیمهای حرفهای فوتبال محلات شود اما مأموران این رویا را از او و خانوادهاش ربودند.» پیوند خورده است.
آنچه رخ داد
Iranwire تاریخ رویداد: ۱۸ دی ۱۴۰۴. محل رویداد: مرکزی، شلیک از پشت سر. او تلاش داشت به «بهنام کاشانی» که بر اثر شلیک مأموران مجروح شده بود کمک کند. هر دو نفر بر اثر تیراندازی مأموران کشته شدند. به گفته یکی از دوستان محمد، او ۱۵ دی ۱۳۸۸ به دنیا آمده بود و تنها ۳ روز پس از تولد ۱۶ سالگیاش کشته شد. او دربار محمد به ایرانوایر میگوید: «محمد دانشآموز سال اول دبیرستان در رشته کامپیوتر بود و عاشق فوتبال. رویایش این بود که روزی در تیم ملی فوتبال بازی کند و تازه موفق شده وارد تیمهای حرفهای فوتبال محلات شود اما مأموران این رویا را از او و خانوادهاش ربودند.».
روایت حکومت
حکومت جمهوری اسلامی هیچگاه روایت رسمی روشنی دربارهٔ مرگ او منتشر نکرده و هیچ مقام یا نهادی را به خاطر آن پاسخگو نکرده است. آنچه در ادامه میآید، الگوی ثابت روایت حکومت در موارد مشابه است؛ الگویی که دهههاست برای قربانیان سرکوب تکرار میشود. در موجهای اعتراضی، مقامهای رسمی کشتهشدن معترضان را انکار میکنند یا قربانیان را «اغتشاشگر» میخوانند و مرگ آنان را به عناصر ناشناس نسبت میدهند. در مواردی هم ادعا شده که قربانی «بحران قلبی» یا «تصادف» داشته است — ادعاهایی که هیچگاه با سند یا دادگاه علنی همراه نشدهاند.
منابع





























