IN LOVING MEMORY
لیا لطفعلیان
زندگی او
در حدود سال ۱۹۵۹ به دنیا آمده بود. هنگام جان باختن ۶۷ سال داشت. نامش با تهران، برزین عربی، فرزند لیا لطفعلیان، به رادیو فردا گفت که مادرش ۱۹ دیماه در تهرانپارسِ تهران با اسلحهٔ شاتگان کشته شده و خانوادهاش پیکر او را پس از ۱۲ روز در کهریزک، از طریق انگشتنگاری شناسایی کردهاند. او میگوید که در این مدت هر روز خانوادهاش از بیمارستانها، قبرستانها و هر جایی برای گرفتن خبری از او میرفتند. لیا لطفعلیان ۶۷ساله بود و در جریان اعتراضات در ۱۹ دی، بهاتفاق چند معترض دیگر در خانهای پناه میگیرد که توسط لباسشخصیها هدف گلوله قرار گرفته است. فرزندش به رادیو فردا گفت که او با یک کیف کمکهای اولیه برای کمک به زخمیهای اعتراضات رفته بود. پیوند خورده است.
آنچه رخ داد
برزین عربی، فرزند لیا لطفعلیان، به رادیو فردا گفت که مادرش ۱۹ دیماه در تهرانپارسِ تهران با اسلحهٔ شاتگان کشته شده و خانوادهاش پیکر او را پس از ۱۲ روز در کهریزک، از طریق انگشتنگاری شناسایی کردهاند. او میگوید که در این مدت هر روز خانوادهاش از بیمارستانها، قبرستانها و هر جایی برای گرفتن خبری از او میرفتند. لیا لطفعلیان ۶۷ساله بود و در جریان اعتراضات در ۱۹ دی، بهاتفاق چند معترض دیگر در خانهای پناه میگیرد که توسط لباسشخصیها هدف گلوله قرار گرفته است. فرزندش به رادیو فردا گفت که او با یک کیف کمکهای اولیه برای کمک به زخمیهای اعتراضات رفته بود. تاریخ رویداد: ۱۹ دی ۱۴۰۴. محل رویداد: تهران، برزین عربی، فرزند لیا لطفعلیان، به رادیو فردا گفت که مادرش ۱۹ دیماه در تهرانپارسِ تهران با اسلحهٔ شاتگان کشته شده و خانوادهاش پیکر او را پس از ۱۲ روز در کهریزک، از طریق انگشتنگاری شناسایی کردهاند. او میگوید که در این مدت هر روز خانوادهاش از بیمارستانها، قبرستانها و هر جایی برای گرفتن خبری از او میرفتند. لیا لطفعلیان ۶۷ساله بود و در جریان اعتراضات در ۱۹ دی، بهاتفاق چند معترض دیگر در خانهای پناه میگیرد که توسط لباسشخصیها هدف گلوله قرار گرفته است. فرزندش به رادیو فردا گفت که او با یک کیف کمکهای اولیه برای کمک به زخمیهای اعتراضات رفته بود..
روایت حکومت
حکومت جمهوری اسلامی هیچگاه روایت رسمی روشنی دربارهٔ مرگ او منتشر نکرده و هیچ مقام یا نهادی را به خاطر آن پاسخگو نکرده است. آنچه در ادامه میآید، الگوی ثابت روایت حکومت در موارد مشابه است؛ الگویی که دهههاست برای قربانیان سرکوب تکرار میشود. در موجهای اعتراضی، مقامهای رسمی کشتهشدن معترضان را انکار میکنند یا قربانیان را «اغتشاشگر» میخوانند و مرگ آنان را به عناصر ناشناس نسبت میدهند. در مواردی هم ادعا شده که قربانی «بحران قلبی» یا «تصادف» داشته است — ادعاهایی که هیچگاه با سند یا دادگاه علنی همراه نشدهاند.
منابع






























